شماره 242
آبان 1387





کلمه مورد نظر خود را وارد نماييد:
 
 مشاهده فهرست مطالب شماره 242



مهمترين تحولات سياسي ايران و جهان

نويسنده: مائده اركان

سفر ميشل عون رهبر جريان آزاد ملي لبنان به تهران، عدم انتخاب ايران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد به عنوان عضو غير دائم شوراي امنيت، بحران اقتصادي در جهان، چالشهاي پيش روي توافقنامه امنيتي بغداد ـ واشنگتن و بحران سياسي در اوكراين از مهمترين تحولات ايران و جهان ميباشد كه قابل بررسي است.
    
    
    رقابت ايران با ژاپن براي عضويت غير دائم در شوراي امنيت
    فرصت از دست رفته: در رقابت بين ايران با ژاپن براي كسب عضويت غير دائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد، ايران نتوانست رأي لازم را در مجمع عمومي سازمان ملل كسب كند. ژاپن، اتريش، تركيه، اوگاندا و مكزيك از كشورهايي بودند كه براي دو سال به عنوان عضو غير دائم شوراي امنيت انتخاب شدند.
    در جلسه روز جمعه 26 مهر، 17 اكتبر مجمع عمومي سازمان ملل ايران در رقابت با ژاپن عضويت غير دائم شوراي امنيت را به ژاپن واگذار كرد. از 192 رأي گرفته شده در مجمع عمومي سازمان ملل ژاپن توانست با به دست آوردن 158 رأي در مقابل 32 رأي ايران به عنوان يكي از اعضاي غير دائم شوراي امنيت براي دو سال انتخاب شود.
    شوراي امنيت سازمان ملل از اركان سازمان ملل متحد ميباشد كه بعد از جنگ جهاني دوم پايه گذاري شد. اين شورا داراي دو نوع عضويت دائم و غير دائم (انتخابي) ميباشد. روسيه، ايالات متحده امريكا، فرانسه، چين و بريتانيا از اعضا دائم اين شورا ميباشند و اعضا غير دائم براي دو سال توسط اعضا مجمع عمومي سازمان ملل متحد انتخاب ميشوند. پنج كرسي براي آسيا و افريقا، دو كرسي براي امريكاي لاتين و دو كرسي براي اروپا در نظر گرفته شده است.تا كنون 42 كشور تنها يك بار به عضويت غير دائم اين شورا در آمده اند و 74 كشور حتي يك بار هم به عضويت غير دائم در نيامده اند .
    ايران پنجاه و سه سال پيش يعني از سالهاي 1956ـ1955 توانست به عضويت غير دائم شوراي امنيت در آيد. گرچه تا به حال سه بار پرونده ايران در اين شورا به جريان افتاده است. گروگانگيري ديپلماتهاي امريكايي در تهران، جنگ عراق عليه ايران و در آخر پرونده هسته اي. اما ژاپن براي دهمين بار است كه به عضويت غير دائم اين شورا در آمده است و تلاش دارد كه بتواند يكي از اعضا دائم شوراي امنيت شود. توان اقتصادي ژاپن، حمايت دولتهاي غربي از او و تأمين 20 درصد از كل بودجه سازمان ملل متحد توسط اين كشور باعث شد كه در رقابت با ايران پيروز شود. در همين راستا خبر گزاري فرانسه اعلام كرد تلاش ژاپن براي پوستن به شوراي امنيت تقريبآ با اطمينان انجام شد و دليل آن موفقيت ژاپن به عنوان يك قدرت اقتصادي و حمايتي بود كه ژاپن از سوي كشورها به ويژه كشورهاي غربي ميشد.
    رقابت ايران با ژاپن براي كسب عضويت در شوراي امنيت در حالي صورت گرفت كه پرونده هسته اي ايران در شوراي امنيت باعث شده كه اين شورا چهار قطعنامه عليه اين پرونده به تصويب برساند. در اين قطعنامهها هر بار از ايران خواسته شد مطابق با تعهدات جهاني رفتار كند و دست از غني سازي اورانيوم بردارد. ولي ايران به اين تعهدات عمل نكرده و معتقد است غني سازي اورانيوم در جهت اهداف صلح آميز ميباشد. به همين دليل ايران هميشه از سازمان ملل و شوراي امنيت وابسته به آن به عنوان نهادهاي سلطه بر جهان ياد ميكند و رئيس جمهور احمدي نژاد، قطعنامههاي آن را كاغذ پاره اي بيش نميخواند، ولي با اين حال خواهان عضويت در شوراي امنيت است تا بتواند از حقوق خود خصوصآ در مسئله هسته اي اش دفاع كند و به ارائه انديشههاي خود در مورد مديريت جهاني بپردازد. در هر صورت ايران در رقابت با ژاپن نتوانست پيروز شود. ضعف ديپلماسي ايران و داشتن پرونده در شوراي امنيت باعث شد كه ايران نتواند به عضويت اين شورا در آيد. اين در حالي است كه ايران ميتوانست با آراء اعضا كشورهاي اسلامي و غير متعهدها رأي بالاتري نسبت به ژاپن بياورد. گرچه منوچهر متكي، وزير امور خارجه در ديدار سفراي 57 كشور اسلامي در سازمان ملل متحد در تير ماه از آنها خواسته بود كه از عضويت ايران در شوراي امنيت حمايت كنند، از اين جهت كه ايران تنها كانديداي مسلمان از آسيا است، ولي با اين حال موفق نشد از طرف ديگر مقامات ايران به واسطه سفير ايران در ژاپن به مقامهاي توكيو پيشنهاد داده بودند در ازاي كنارهگيري از عضويت غير دائم از عضويت دائم اين كشور حمايت خواهد كرد، ولي اين حمايت هم نتوانست كارساز باشد و ژاپن وارد شوراي امنيت شد و يك فرصت ديگر از دست ايران رفت.
    
    
    ژنرال ميشل عون در تهران
    عون رهبر جريان آزاد ملي لبنان: رهبر جريان آزاد ملي، ميشل عون، روز يكشنبه 21 مهر، 12 اكتبر با يك هيأت بلند پايه از مقامات لبناني وارد تهران شد. وي كه رئيس فراكسيون تغيير و اصلاح پارلمان لبنان ميباشد از مخالفان سرسخت فؤاد سينيوره نخست وزير لبنان است. هدف از اين سفر گفت و گو و مذاكره مسيحيان لبناني با ايرانيان بوده است.
    سفر ميشل عون كه براي برقراري روابط دوستانه و گفت و گوي ايران با جامعه مسيحيان لبنان صورت گرفت، از اهميت ويژه اي برخوردار است و همانطور كه وي گفته است، نه فقط به نام مسيحيان لبناني، بلكه به اسم مسيحيان شرق با ايران گفت و گو ميكند. عون با توجه به اينكه مسيحي مذهب ميباشد، ولي حضورش در ايران ميتواند نقش مهمي در گسترش روابط ايران و لبنان داشته باشد.
    ميشل عون متولد 1935 ميلادي در منطقه «حاره يك» لبنان است، وي در جواني وارد خدمت شد و تا فرماندهي ارتش لبنان پيش رفت. عون در دهه 1990 چهره اي سياسي و نظامي در لبنان محسوب ميشد. در همين زمان بود كه دست به فعاليتهاي گسترده اي عليه سوريه زد. عون در ساليان جنگ داخلي 1988ـ 1975 رياست دولت موقت نظامي را بر عهده داشت و تمام تلاش خود را خروج نيروهاي سوريه از لبنان كرد. گرچه تلاشهاي وي به نتيجه نرسيد.
    در سال 1988 وقتي كه پارلمان لبنان موفق نشد به انتخاب رئيس جمهور براي جانشيني امين جميل بپردازد، عون دولت جديدي را تشكيل داد. در اين دوران لبنان شاهد تشكيل دو دولت، يكي به رياست ميشل عون و ديگري به صدارت سليم الحوص بود. در همين سال بود كه جنگي سختي بين نيروهاي لبناني به رهبري سمير جعجع با نيروهاي ارتش لبنان به فرماندهي عون شروع شد. تلاشهاي مبارزه جويانه وي باعث شد كه نيروهاي جعجع عقب رانده شوند. اين اقدامات و مواضع عون باعث شد كه او را پانزده سال در پاريس به تبعيد بفرستند. ميشل عون در سال 2005 ميلادي و كمي بعد از ترور رفيق حريري، نخست وزير سابق لبنان از تبعيد برگشت. اما اين بار بر خلاف سالهاي پيش از تبعيد به طرفداران گروههاي سوريه در لبنان پيوست و مقابل دولت فؤاد سينيوره موضع گرفت. اين مسئله باعث تعجب همگان در لبنان شد. تغيير موضع عون باعث شد كه بسياري از تحليل گران به اين نتيجه برسند كه به دليل به دست آوردن مقام رياست جمهوري لبنان و براي كسب حمايت گروههاي شيعي از او اين تغيير موضع صورت گرفته است. اين تغيير موضع باعث شد كه وي حمايت سنيها، دروزيها و حدود نيمي از مسيحيان ماروني كه اين ژنرال لبناني از ميان آنان برخاسته بود و حمايت ائتلاف 14 مارس هوادار دولت كه اكثريت پارلمان را در دست داشتند را از دست بدهد و ژنرال ميشل سليمان به رياست جمهوري برسد. عون در تظاهرات خياباني كه چندين ماه پيش در لبنان به وقوع پيوست با نيروهاي مقاومت اسلامي همكاري بسيار خوبي را داشت. اين اقدامات عون باعث ناخرسندي دولت سينيوره و امريكا از او شده است و بهمين دليل انتقادهايي به سفر وي به تهران هم از طرف آنها شده است.
    لبنان كشور كوچك و زيباي خاورميانه كه زماني به عروس خاورميانه شهرت داشت، طي سه دهه اخير درگير بحرانهاي سياسي و جنگهاي داخلي عميقي بوده است. اين كشور در اين سالها هميشه در رأس تحولات خاورميانه قرار داشته و ثبات سياسي چنداني بر آن حكمفرما نبوده است. لبنان سالهاست كه با ايران داراي روابط خوب و دوستانه اي است، چه قبل از انقلاب اسلامي ايران و چه بعد از آن. فعاليت انقلابيون ايران در سازمان آزاديبخش فلسطين و گروههاي شبه نظامي چون امل نشان از روابط اين دو ملت مي دهد. به علاوه حضور و فعاليت آيت الله سيد موسي صدر در لبنان را ميتوان از ديگر نشانههاي رابطه اين دو ملت بر شمرد كه باعث تقويت روابط دوستي اين دو كشور شده است. حمايت ايران و سوريه از پيمان طائف (1989) كه به منظور پايان دادن به جنگ داخلي لبنان و روي كار آمدن يك دولت مركزي و برگزاري انتخابات منعقد شده بود روابط دوستانه بين اين دو كشور را شدت بخشيد. به دين ترتيب حضور فعال ايران در لبنان و نقش مهم ديپلماسي كشورمان در لبنان واقعيتي انكارناپذير است.
    سفر عون به تهران نقطه عطفي در روابط دو كشور ايران و لبنان محسوب ميشود كه براي هر دو كشور با اهميت ميباشد و اين اهميت هم به دليل تحولي است كه در روابط ايران با جامعه مسيحيان لبنان اتفاق افتاده است. با توجه به اينكه ميشل عون نماينده مسيحيان لبنان است، اما وي ميتواند نقش مهمي در توسعه روابط ايران با مسيحيان لبناني داشته باشد. در همين حال ايران هم خواهان حضور بيشتر گروههاي لبناني در تهران است.
    
    
     توافقنامه امنيتي بغداد ـ واشنگتن و چالشهاي پيش رو
    تغييرات در ششمين سند توافقنامه امنيتي: توافقنامه امنيتي عراق ـ امريكا كه قرار است تا دو ماه ديگر به امضاء برسد، تغييراتي در آن داده شده است. اين توافقنامه كه قرار است بعد از انتخابات رياست جمهوري 2008 ميلادي، امريكا به امضاطرفين عراقي و امريكايي برسد، ابتدا بايد به تصويب نمايندگان كنگره امريكا و پارلمان عراق برسد.
    جريان تحولات در عراق همچنان در زير سايه توافقنامه امنيتي عراق و امريكا روند خود را ادامه مي دهد. بعد از ماهها گفت و گو و مذاكرات سياسي ميان طرفين امريكايي و عراقي و تغييرات در اين توافقنامه، هنوز در پارلمان هيچ كدام از دو كشور به تصويب نرسيده است. نوري المالكي، نخست وزير عراق مهمترين دليل آن را عدم تمايل بغداد نسبت به تمديد حضور نيروهاي امريكايي در عراق دانسته است.
    تاريخچه امضاي اين توافقنامه به فوريه سال 2004 (بهمن1383) بر ميگردد. در آن سال هيأتي از رؤساي شوراي حكومتي عراق به امريكا سفر كرد و با توجه به اينكه عراق طبق توافقنامه 1483 تحت اشغال نيروهاي امريكايي بود، سعي شد يك توافقنامه امنيتي به امضا طرفين عراقي و امريكايي برسد تا اختيارات نيروهاي امريكايي در عراق مشخص شود. در نوامبر 2007 المالكي و جرج دبليو بوش در مورد خروج نيروهاي امريكايي از عراق تا سال 2011 ميلادي توافقنامه اي را امضا كردند. اين توافقنامه بعد از آن امضا شد كه پنج گروه بزرگ عراقي در مورد امضاي يك توافقنامه براي خروج نيروهاي خارجي در عراق موافقت كرده بودند. اهداف بغداد از امضاي اين توافقنامه، خروج عراق از بند هفتم شوراي امنيت سازمان ملل بود و هدف امريكا حضور نظامي و ايجاد پايگاههاي نظامي در عراق و رسيدن به اهداف مورد نظر خود در عراق و منطقه بود لذا رايزنيهايي براي امضاء يك موافقتنامه امنيتي را شروع كردند.
    بعد از ماهها گفت و گو و مذاكره ميان طرفين عراقي و امريكايي در رابطه با پيش نويس توافقنامه امنيتي هنوز اين توافقنامه به امضا طرفين نرسيده است، ولي به دليل مخالفتهاي دولتمردان عراقي و مراجع شيعه در آن تغييراتي داده شده است. بر اساس پيش نويس جديد اين معاهده امنيتي بين عراق و امريكا، اگر نيروهاي امريكايي خارج از پايگاههايشان و يا در زمانهاي غير از انجام مأموريت، مرتكب جرمي بزرگ و سنگين شوند، در دادگاههاي عراق محاكمه ميشوند. اين مورد از توافقنامه كه مهمترين مورد آن است هنوز مورد اختلاف طرفين ميباشد. به علاوه امريكا حق دارد نيروهاي نظامي و مقاطعه كاران خود را به علت جرايمي كه در پايگاههاي امريكا و يا در زماني كه عمليات نظامي انجام ميشود، محاكمه كند، كه اين امر سربازان امريكايي را از محاكمه احتمالي به علت كشتن غير عمد نظاميان در تيراندازيها در عمليات نظامي مصون نگه خواهد داشت. البته در ششمين سند اين توافقنامه سه ايراد گرفته شده است كه عبارتند از: اصرار امريكا به مصونيت قضايي سربازان امريكايي، چگونگي خروج اين نيروها از عراق و اختلافات بر سر تجمه توافقنامه. در همين راستا رابرت گيتس، وزير دفاع و كاندوليزارايس وزير امور خارجه و استفان هادلي مشاور امنيت ملي امريكا مذاكراتي براي تصويب اين توافقنامه شروع كرده اند. اين افراد اعضاي تيم رايزني كاخ سفيد با كنگره هستند. گيتس در همين رابطه با مقامات امريكايي مذاكرده ميكند و كاندوليزارايس مسئوليت مذاكره با مقامات عراقي را دارد. مذاكره براي تصويب اين توافقنامه يكسال است كه شروع شده، اما مفاد اين توافقنامه با مخالفت مراجع شيعه، برخي از سياستمداران و مردم عراق روبرو گشت.مرجعيت شيعه خواهان تغييراتي در مفاد اين توافقنامه شده اند و آن را مشروط به شروطي كرده اند هر چند كه اين امر را به پارلمان عراق واگذاري كرده است. مرجعيت سني اين توافقنامه را تحريم و آن را حرام اعلام كرده است. جريان مقتدي صدر هم چندي پيش تظاهراتي را به راه انداخت و مخالفت خود را با اين توافقنامه اعلام كرد. آنها خواهان مشخص شدن يك جدول زماني براي خروج نيروهاي امريكايي از عراق هستند، اما تنها كردها هستند كه با اين توافقنامه امنيتي مخالفتي ندارند و خواهان امضاي آن ميباشند. در همين راستا دولت عراق بيانيه اي را صادر كرد، مبني بر اينكه اين توافقنامه عليرغم اينكه داراي نكات مثبتي است، ولي ضرورت دارد كه نكاتي در آن گنجانده شود.
     مصونيت نيروهاي امريكايي در عراق و مدت زمان حضور اين نيروها در خاك اين كشور از مهمترين موارد اختلافي بغداد ـ واشنگتن است. در همين راستا ديدار نوري المالكي با آيت الله سيستاني در هفتههاي اخير در نجف اشرف داشت، ايشان از نخست وزير عراق در خواست كردند تا زماني كه امضاي اين توافقنامه امنيتي مصالح عراق را بر آورده نكرده است، امضا نشود. رهبر شيعيان عراق به همين دليل امضا اين توافقنامه را مشروط به شروطي كرده است. ايشان اظهار داشتند: خروج اين نيروها در سريعترين زمان ممكن و به طور كامل بايد تعيين شود. در ادامه آيت الله سيستاني خواهان تصويب اين توافقنامه توسط نمايندگان عراق شدند. نخست وزير عراق هم ياد آور شد: نيروهاي امريكايي قرار است تا پايان ژوئن 2009 از شهرها و تا پايان 2011 از عراق خارج شوند، مگر اينكه عراق خواهان تمديد حضور آنان باشد. اين در حالي است كه واشنگتن خروج نيروهاي نظامي خود را از اين كشور بسته به وضعيت امنيتي دانسته است. در هفته گذشته المالكي پيش نويس قطعنامه را به شوراي امنيت ملي عراق فرستاد تا در صورت موافقت آنها با متن پيشنهادي، به تصويب حداقل دو سوم اعضاي هيأت دولت و پس از آن بايد به تصويب نمايندگان مجلس عراق برسد. در صورت تصويب دو طرف عراق و امريكايي آن را امضا خواهند كرد.
    
    
    بحران اقتصادي در جهان
    عطسه امريكا، سرماخوردگي جهان: به دنبال بحران اقتصادي در امريكا و تسري آن به اروپا و آسيا در طي هفتههاي اخير نشستهايي توسط رهبران امريكا و اروپا در بروكسل، پاريس و واشنگتن برگزار شد. اين گردهماييهاي سياسي و اقتصادي به منظور مقابله با بحران اقتصادي و با هدف بررسي طرح كمك دولتهاي غربي به بانكهاي اين كشورها انجام گرفت.
    بحران مالي امريكا كه هنوز به اقتصاد آن سرايت نكرده است، ولي به بازارهاي مالي اروپا و آسيا كشيده شده، با ركود بازار مسكن در امريكا و افت شديد سهام در بازار مالي (وال استريت) شروع شد. مشكلات مالي دو شركت بزرگ وام مسكن در امريكا و اعلام ورشكستگي بانك «لمان برادرز» و رقيب آن باعث شد كه اين بحران آغاز شود و به ديگر نقاط جهان كشيده شود. بحران مالي سال 2008 يادآور بحران مالي سال 1929 ميلادي در جهان ميباشد، گر چه با يكديگر قابل مقايسه نيست. تاريخچه بحران اقتصادي در امريكا به دهه 1930 ميلادي بر ميگردد كه با پايين آمدن بازار بورس در اين سال شروع شد. اين ركود باعث ورشكستگي بسياري از كارخانجات و شركتها شد و به دنبال آن ميليونها نفر بيكار شدند.
    به دنبال اين بحران اقتصادي بود كه طرح نجات مالي توسط جرج بوش ارائه شد، اين طرح كه با تزريق 700 ميليارد دلار به بازارهاي مالي امريكا براي خارج كردن بازارهاي مالي اين كشور از بحران نوشته شده بود ابتدا به تصويب كنگره و بعد به تصويب سناي اين كشور رسيد. دخالت دولت در سيستم اقتصادي گرچه با انتقاداتي از طرف اقتصاددانان روبرو گشت، ولي رئيس جمهور امريكا اعلام كرد اين دخالت محدود ميباشد. لازم به ذكر است كه دولت بوش به دخالت دولت در امور اقتصادي اعتقادي ندارد، ولي هم اكنون براي رفع بحران اين اقدام را انجام داده است. مسعود نيلي استاد دانشگاه و كارشناس مسائل اقتصادي معتقد است: تزريق 700 ميليارد دلار به معني دولتي كردن بانكها نيست. دولت هميشه ميبايست در جاهايي كه پديده شكست بازار رخ مي دهد وارد شود و اين نقش حضور دولت در مسائل امنيتي است.
    اروپا هم به دنبال پيدا كردن راه كارهايي براي حل اين بحران اقتصادي بوده است. به همين دليل نشستهايي برگزار گرديد. از جمله نشست پاريس. پانزده كشور حوزه يورو به علاوه بريتانيا در پاريس به منظور كمك و حمايت از بانكهاي اروپايي و براي رسيدن به يك استراتژي مشترك در پاريس گرد هم آمدند. اين نشست كه در ادامه نشست وزراي دارايي اروپا بود، شركت كنندگان تصميم گرفتند 2 هزار ميليارد يورو (7/2 هزار ميلياد دلار) براي مقابله با ورشكستگي بانكهاي اروپا به اين نهادهاي اقتصادي پول تزريق كنند. در اين نشستها كه يادآور نشستهاي «برتون وودز» ميباشد، رهبران اروپا و امريكا بحران مالي به وجود آمده را انكار نكردند و اين بحران را جدي گرفتند. نكته مهم در اين نشستها اين بود كه رهبران اين كشورها اين بحران مالي را انكار و سعي در حل آن داشتند. نيكلا ساركوزي، رئيس جمهور فرانسه ابراز داشت كه بحران را به سادگي فراموش نكنيم، حتي اگر آن را مهار كرده باشيم. وي افزود كه اثرات اين بحران را در آينده خواهيم ديد. نخست وزير لوكزامبورگ، ژان كلود يانكر هم اعلام كرد كه هيچ دليلي وجود ندارد كه احساس كنيم، بحران مالي پايان يافته است و اشتياق بيش از اندازه داشته باشيم. در همين راستا سران حوزه يورو به علاوه بريتانيا در نشستي كه در پاريس برگزار كرده بودند، اعلام كردند كه روزهاي سختي براي ما خواهد بود تا بتوانيم مشكلاتي كه برايمان در نظام بانكي ايجاد شده است را حل و فصل نماييم. قبول اين بحران و انديشه كردن براي حل و فصل آن نكته مهمي است كه رهبران اين كشورها به آن توجه كرده اند.
    از آنجايي كه اقتصادهاي دنيا به هم تنيده شده است، بحران مالي امريكا و اروپا به كشورهاي آسيايي هم كشيده شد. كره جنوبي در اين قاره آسيب پذيرترين اقتصاد بود. در آمد اين كشور كه وابسته به صادرات محصولات الكترونيكي است شديدترين ضربه را خورده است. فاينشنال تاميز مينويسد: كره جنوبي مهمترين اقتصاد را با بخش خصوصي و سيستم بانكي وابسته به بازارهاي پولي بين المللي دارد و همچنان در مقابل آسيبهاي طولاني ايستادگي ميكند. اين در حالي است كه چهار تريليون دلار ذخيره خارجي دارد. اصولا كشورهايي كه وابسته به صادرات يك نوع كالا يا محصول ميباشند در دورانهاي سخت بحران اقتصادي بيشترين ضربه را متحمل ميشوند مانند كشورهاي نفت خير جهان سوم. در همين راستا كشورهاي عربي حوزه خليج فارس تمهيداتي را آغاز كرده اند. با توجه به اين كه رشد اقتصادي در اين كشورها هنوز كاهش پيدا نكرده است، ولي كويت ـ امارات متحده عربي، عربستان سعودي به سيستم بانكي خود ميلياردها دلار پول تزريق كرده اند تا اين كمبود بر طرف شود. لازم به ذكر است كه اين كشورها پيش از اين صندوقي را ايجاد كردند تا مازاد در آمدهاي نفتي خود را به اين صندوق واريز كنند و در مواقع بحراني بتوانند از آن استفاده نمايند. لذا به نظر مي رسد كه اين كشورها نسبت به ديگر كشورهاي آسيا در وضعيت بهتري قرار دارند. با اين حال در هفته گذشته كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به منظور دستيابي به يك خط مشي منطقه اي در برابر بحران مالي به وجود آمده در عربستان گرد هم آمدند و در رابطه با اين موضوع بحث و گفت و گو كردند.
    سهم بسيار بالاي اقتصاد امريكا در توليد ناخالص ملي كه در سال 2007 ميلادي بيش از 13 تريليون و 380 ميليارد دلار برآورد شده است با ورشكستگي دو شركت بزرگ مسكن به چالش كشيده شد و اين بحران مالي به ديگر كشورهاي جهان كشيده شد. به هم تنيدگي اقتصاد جهان به سيستمهاي اقتصادي امريكا نشان داد كه اگر امريكا عطسه كند، جهان سرما ميخورد.
    
    
     بحران سياسي در اوكراين
    انحلال پارلمان توسط رئيس جمهور: به دنبال تنشهاي سياسي در اوكراين رئيس پارلمان، آرسني ياشينوك، پارلمان اين كشور را رسمآ منحل اعلام كرد. اين انحلال به دنبال فروپاشي ائتلاف حاكم ميان نخست وزير، يوليا تيموشينكو و ويكتور يوشچينكو، رئيس جمهور و رهبر حزب «اوكراين ما ـ دفاع ملي» به وقوع پوست.
    رقابتهاي سياسي ميان رئيس جمهور، ويكتور يوشچينكو و نخست وزير يوليا تيموشينكو كه به دنبال آن باعث ايجاد تنشهاي سياسي در اين كشور شده است هنوز در پايتخت اوكراين، كييف پابرجاست. جدال ميان رئيس جمهور طرفدار غرب و نخست وزير مورد حمايت روسيه همواره بعد از انتخاب خانم تيمو شينكو به عنوان نخست وزير براي بار دوم در دي ماه سال گذشته ادامه دارد. رقابت بين رئيس جمهور و نخست وزير اين كشور كه تا كنون قادر به حذف يكديگر در صحنه سياست اين كشور نشده اند، باعث ايجاد تنش در اوكراين شده است. يوشچينكو و تيموشينكو هر دو از رهبران انقلاب نارنجي در اوكراين ميباشند.
    سال 2004 ميلادي يوليا تيمو شينكو و ويكتور يوشچينكو با يكديگر انقلاب نرمي را رقم زدند به نام «انقلاب نارنجي» اين انقلاب ضد روسي و با حمايت غرب خصوصآ ايالات متحده امريكا به وقوع پيوست. تيمو شينكو و يوشچينكو بر ضد تقلب در نتايج آرا در دور دوم انتخابات رياست جمهوري اين كشور متحد شدند. اين اتحاد، تظاهراتهايي را به دنبال داشت. تظاهرات كنندگان با بر پايي چادرهايي در كييف به مقاومت طولاني مدت در مقابل رئيس جمهور وقت، لئويندكوچما، و كميسيون مركزي انتخابات دست زدند. تظاهرات كنندگان كه پرچمهاي نارنجي در دستشان بود و در حالي كه مورد حمايت امريكا بودند خواستار سرنگوني دولت ضد غربي لئويندكوچما شدند. دولت اوكراين مجبور شد انتخابات را باطل اعلام كند و تن به برگزاري مجدد انتخابات بدهد. اين امر باعث بر كناري رئيس جمهور وقت اوكراين، لئويند كوچما، شد. با به قدرت رسيدن يوشچينكو به مقام رياست جمهوري، تيموشينكو هم به نخست وزيري اين كشور دست يافت. البته پس از مدتي اختلاف دروني ميان ياران اين انقلاب رنگي شروع و در اين ائتلاف شكاف ايجاد شد در همين راستا نخست وزير از مقام خود بركنار گشت. در همين رابطه بسياري از مديران دولتي كه در پي انقلاب نارنجي به قدرت رسيده بودند بر كنار شدند و بدين ترتيب انقلاب فرزندان خود را خورد. يوليا بعد از اين كنارهگيري مجبور شد مدتي در حاشيه قرار گيرد و از دنياي سياست خارج شود. البته اين مسئله به سود وي تمام شد. وي از پيامدهاي شكست دولت يوشچينكو به عنوان رهبر انقلاب نارنجي به دور ماند. تيمو شينكو پس از دو سال كنارهگيري از دنياي سياست با وعده اصلاح خط مشي كابينه انقلاب نارنجي به صحنه سياست بازگشت. وي در دسامبر گذشته (آذر) براي بار دوم به مقام نخست وزير نائل آمد ولي هنوز با رئيس جمهور اختلافاتي داشت كه مناقشه ميان روسيه و گرجستان به اين اختلافات دامن زد. مناقشه مسكو ـ تفليس نقطه عطفي در اختلافات ميان اين دو بود كه باعث فروپاشي ائتلاف حاكم شد. رئيس جمهور، نخست وزير را به دليل اينكه حمله نظامي روسيه را به گرجستان محكوم نكرده، متهم به دفاع از روسيه كرده است. البته تيمو شينكو اين اتهام را رد ميكند و معتقد است كه حمايت يوشچينكو از گرجستان منجر به دخالت روسيه در اوكراين ميشود و اين مسئله باعث شد كه بسياري از تحليل گران معتقد هستند اوكراين هدف آتي اين خرس سفيد خواهد بود.
    به اين ترتيب اختلافات سياسي ميان رئيس جمهور و نخست وزير بر سر مسائل سياست خارجي باعث شد كه تيموشينكو به منظور تصويب قانوني براي محدود كردن اختيارات رئيس جمهور به سمت احزاب مخالف متمايل شود. رئيس جمهور اين اقدام نخست وزير را يك كودتا عليه خود خواند و پارلمان را روز 9 اكتبر منحل كرد.
    بعد از فروپاشي ائتلاف حاكم بود كه رئيس جمهور روز 7 دسامبر را روز انتخابات زود هنگام پارلماني اعلام كرد. به دين ترتيب بحران سياسي در اكراين وارد مرحله تازه اي شده است. در همين راستا تيموشينكو در يك پيام تلويزيوني تصميم رئيس جمهور را رد كرد و گفت كه چنين انتخابات زود هنگامي در اكراين برگزار نخواهد شد و دليل آن را بحران مالي جهاني ذكر كرد. وي گفت براي حل بحران سياسي در كشور، ائتلافي از تمامي جناحها و گروههاي سياسي پارلماني را تشكيل مي دهد و آماده است كابينه جديد را تشكيل دهد، ولي در تازهترين موضعگيري سياسي رئيس جمهور در برابر نخست وزير يوشچينكو كوتاه آمده و انتخابات پارلماني را روز 14 دسامبر اعلام كرده است. يوليا احتمالا به حزب «مناطق» به رياست ويكتور يانكوويچ رهبر حزب اپوزيسيون ائتلاف خواهد كرد، اما اين ائتلاف به علت مشكلات اقتصادي در سياسيت خارجي شكننده به نظر مي رسد.
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 161


       مشاهده فهرست مطالب شماره 242
 

 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به هفته نامه پگاه حوزه می باشد.